کد خبر: 393
15/04/09 - 9:25 ق.ظ

مهدی ناظمی اردکانی گفت: یک مرکز علمی-پژوهشی در قالب پژوهشگاه یا پژوهشکده‌ای برای تحقیق مستمر در باب «حجاب» و پوشش در کشورمان وجود ندارد.

ناظمی اردکانی
به گزارش پایگاه خبری حجاب به نقل از فارس، پروژه‌های دقیق در خصوص مؤلفه‌های فرهنگ اسلامی-ایرانی نه تنها هنوز جایگاه درستی پیدا نکرده‌اند بلکه حتی یک مرکز علمی-پژوهشی در قالب پژوهشگاه یا پژوهشکده‌ای برای تحقیق مستمر در باب «حجاب» و پوشش در کشورمان وجود ندارد. «فرهنگ» تعیین‌کننده چگونگی تفکر و احساس اعضای جامعه است.
فرهنگ راهنمای اعمال انسان‌ها و معرف جهان بینی‌های آنها در زندگی است. ابعاد و دامنه مفهومی که به عنوان «فرهنگ» می‌شناسیم، آنقدر عمیق و وسیع است که مشکل می‌توان آن را در قالب تعریفی مشخص و محدود گنجانید.از دیدگاه مقام معظم رهبری، سه مؤلفه فرهنگ، علم و اقتصاد، ارکان اقتدار یک ملیت را تشکیل می‌دهند که در این میان، اولویت اساسی با فرهنگ است.
به عبارتی، بدون ایجاد تحول فرهنگی نمی‌توان در علم و اقتصاد و سیاست و … نیز به پیشرفت قابل ملاحظه‌ای رسید، زیرا آن چیزی که به آنها جهت می‌دهد، فرهنگ است. در واقع، همانگونه که معظم له نیز اشاره فرموده‌اند که نقش فرهنگ در زندگی مانند هوایی است که تنفس می‌کنیم.مهدی ناظمی اردکانی دبیر کارگروه مدیریت کلان دستگاه‌های فرهنگی شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز فرهنگ را به محیط زیست انسانی تشبیه می‌کند که هرچه این محیط زیست، شرایط مساعدتری داشته باشد کمک شایانی به رشد و تعالی انسان‌ها خواهد کرد.فرهنگ عمومی از فرهنگ تخصصی قابل تفکیک نیست لذا همانطور که فرهنگ عمومی و فرهنگ تخصصی بر یکدیگر اثر می‌گذارند و از هم تأثیر می‌پذیرند، زندگی انسان‌ها در فضای اختصاصی و فضای عمومی نیز کاملاً متمایز از هم نیست.در باب فرهنگ عمومی، مباحث مختلفی عنوان شد. اهمیت و ضرورت پرداختن به شناخت و آسیب شناسی فرهنگ عمومی و اقدام در راستای اصلاح آن ایجاب می‌کند که همواره به بحث و بررسی پیرامون آن پرداخته شود. در این مصاحبه به مقوله «لباس و پوشش» به عنوان یکی از مولفه‌های مهم فرهنگ عمومی پرداخته‌ایم که مشروح آن را در ادامه می‌خوانیم:در سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی همواره موضوع «حجاب و عفاف» یکی از دغدغه‌های مسئولان و ملت مسلمان و انقلابی کشورمان بوده، موجبات آن را چه می‌دانید؟

اصولاً «پوشش و لباس» یکی از نمادها و نشانه‌های بارز هر فرهنگی است. امروز اقوام و ملیت‌های مختلف بنا به مقتضای زندگی اجتماعی و متأثر از شرایط جغرافیای طبیعی و به خصوص آموزه‌های الهی با بهره‌گیری از دستاوردهای علمی و روح زیبایی خواهی انسانی برای خود لباس و پوشش طراحی کرده و مورد استفاده قرار می‌هند. بدیهی است آن نوع و آن مدل از لباس برای مرد یا زن، کودک یا نوجوان، آسایش و آرامش نسبی بیشتری فراهم می‌سازد و عامل موثرتری در فراهم کردن زمینه‌های مساعد از زندگی فردی و اجتماعی است که سازگاری کامل‌تری با طبیعت و فطرت انسانی داشته باشد.

پوشش و حجاب ما باید براساس آموزه‌های اسلامی متحول شود

انقلاب اسلامی در پی ایجاد تغییر و تحول در همه قشرهای زندگی فردی و اجتماعی براساس فرهنگ و ارزش‌های اسلامی است. بنابراین جا دارد که به نوع و شکل لباس و پوشش هم بپردازد. یک مسلمان باید لباس و پوششی داشته باشد که با شأن و منزلت انسانی سازگاری داشته باشد. فطرت انسان در مقابل با طبیعت انسان است. بنابراین آن نوع پوششی برای طبیعت انسان مطلوب است که فطرت آن را بپذیرد.

با مطالعه در زندگی افراد و ملل مختلف به خوبی می‌توان دریافت که انسان‌ها در سایه آموزه‌های اسلامی خود را به انواع و اقسام لباس و پوشش‌هایی آراسته‌اند که همواره سازگاری‌اش با فطرت انسانی بیشتر و بهتر شده است. در تمدن اسلامی پوشش‌هایی برای مردان و زنان ظهور و بروز کرد که شکوه و جلال انسانی را در چشمه تاریخ به خوبی نشان داده و می‌دهد منتهی در قرن‌های اخیر تفکر مادی و ماتریالیسم و اومانیسم غربی، این مظهر شکوه و جلال انسانی را به شدت تضعیف کرد و به آن توجهی نشان نداد. برهنگی حیوانی که سازگار با لذت‌جویی بی‌حد و حصر جسمانی بود زمینه ظهور و بروز پیدا کرد و خود، نمادی از تمدن عریان غرب شد.

مقاومت فرهنگ و تمدن شرقی، به ویژه اسلامی در طول این قرن‌ها در خصوص این گونه لباس و حجاب وجود داشته و خواهد داشت لذا اگر هم در مناطقی این گونه نمادی با پشتوانه سلطه اقتصادی و سیاسی، نظامی مردمان و جوامع شرق و اسلامی را در سیطره خود قرار داده است قطعاً پایداری آن به موجب ناسازگاری‌اش با فطرت انسانی مورد تردید جدی خواهد بود. بنابراین جای تردید باقی نمی‌ماند که یکی از حوزه‌های انقلاب اسلامی یا به عبارت دیگر یکی از مقولاتی که باید در آن تحول براساس آموزه‌های اسلامی صورت بپذیرد، حوزه لباس و پوشش و حجاب است لذا به همین دلیل است که نظام جمهوری اسالمی و هر یک از ارکان این نظام به خصوص دولت وظیفه دارد که به این مهم بپردازد.

تغییر در نمادها و پوشش یک جامعه، تغییر اعتقادات را به دنبال خواهد داشت

آیا پرداختن به موضوع لباس، پوشش و حجاب از نظر اهمیت و ضرورت در اولویت قرار دارد؟ بعضاً بر این نظر هستند که این مفهوم در حوزه فرهنگ عمومی در اولویت نیست و بهتر است ما به رشد اخلاقی، دینی و آگاهی جامعه بپردازیم؟

البته ممکن است از یک جهت بپذیریم که توسعه آگاهی و دانش و تفکر و شناخت دین و اسلام و قرآن در مجموعه اقدامات و برنامه‌ها و سیاست‌های کشور در باب فرهنگ باید در اولویت باشد ولی باید بدانیم که در حوزه فرهنگ عمومی این گونه نیست؛ لباس و پوشش و حجاب و سایر نمادها و نشان‌ها در حوزه فرهنگ عمومی از اهمیت و ضرورت بالایی برخودار بوده و باید در اولویت قرار گیرد.

در نظریات مدیریت رفتار سازمانی و رفتار اجتماعی بیان می‌شود که یک بار تغییر رفتار را می‌توان با تغییر در دانش و سپس تغییر در نگرش و در نهایت تغییر در رفتار را رقم زد. این فرایند، فرایند اصلی است و در طولانی مدت امکان‌پذیر است. قطعا این فرایند را باید اصل دانست و براساس آن، نظام فرهنگی کشور عمل کند. اما یک بار دیگر بدین صورت عمل می‌شود که تغییر رفتار با مکانیزم‌های سیاست و الزام‌های گوناگون شکل می‌گیرد و سپس در نگرش و دانش تغییر حاصل می‌شود. بنابراین وقتی ملاحظه می‌شود که بر تغییر در نمادها و حجاب و لباس در یک جامعه و کشوری اصرار و تاکید صورت می‌گیرد باید دانست که عاملان در پی تغییر در ارزش‌ها و باورها و عقاید آن جامعه هستند و چنین فرایندی مؤثر بوده و خواهد بود.

کسی نیست که اطلاع نداشته باشد، همین قدرت‌ها و دولت‌ها و تمدنی که امروز داعیه برتری داشته و ادعای آزادی عقیده و بیان و آزادی حجاب و حقوق بشر آنها گوش جهانیان را کر کرده است در دوره رضاشاه با زور و با تهدید و باتوم چادر را از سر زنان کشیدند و کلاه پهلوی را بر سر مردان این سرزمین گذاشتند و کت و شلوار انگلیسی را به آنان پوشاندند. همین کار را در کشورهای دیگر هم انجام داده‌اند. البته به آن، رنگ و لعاب تمدن و ترقی زدند؛ همین غربی‌های مدعی آزاداندیشی و طرفدار حقوق زنان و آزادی پوشش و حجاب و نظایر آن، امروز در جامعه و کشورشان با حجاب چگونه برخورد می‌کنند؟ مگر زنان محجبه را مورد حمله قرار نمی‌دهند؟ مگر قانون منع ورود زنان دارای حجاب اسلامی را به دانشگاه‌ها و مراکز علمی و آموزشی تصویب نکرده‌اند؟!

چرا چنین عمل می‌کنند؟ دلیل آن این است که آنها با ارزش‌ها، باورها و عقاید دینی و اسلامی سازگاری ندارند. برای مقابله و مبارزه با این عقاید و باورها با نماد و نشانه آن که همان حجاب و پوشش انسانی و اسلامی است مقابله می‌کنند و در مقابل نیز با مکانیز‌های مختلف اعم از مکانیزم‌های سیاسی و اقتصادی و با پشتوانه عظیم رسانه‌ای خود به دنبال ترویج پوشش‌های نامناسب و ناسازگار با شأن و منزلت انسانی برای زنان و مردان و کودکان و جوانان کشورهای شرقی و به خصوص جوامع اسلامی باشند. اگر چنین نکنند، نمی‌توانند به معبود خود که ثروت و لذت هست برسند. اگر چنین نکنند نمی‌توانند بازارهای مصرف چنین کشورهایی را به دست بگیرند و منابع عظیم طبیعی و انسانی آنها را به غارت ببرند، اگر چنین نکنند ملت‌ها براساس فرهنگ و ارزش‌های خود با بهره‌گیری از علوم و فناوری بومی خود این حوزه زندگی خود را شکل می‌دهند و توسعه درون‌زای آنان موجب زائل شدن قدرت‌های استکباری اقتصادی و سیاسی زمانه شده و بساط شیاطین زمانه به خصوص صهیونیست‌های زراندوز و شیطان بزرگ آمریکا برچیده می‌شود.

یکی از بسترهای هجوم فرهنگی دشمن در جامعه اسلامی ما به گونه‌ای عیان در حوزه لباس و حجاب و پوشش بوده است، آیا می‌توان بر این مهم چشم پوشید و به آن نپرداخت لذا از این جهت است که مراکز علمی و پژوهشی و دستگاه‌های فرهنگی دست‌اندرکار این موضوع باید بحث پوشش و حجاب را در اولویت قرار دهند.

رعایت «عفاف» متضمن رعایت «حجاب» شایسته در جامعه است

همواره وقتی از «حجاب» صحبت می‌شود «عفاف» هم همراه با آن ذکر می‌شود. آیا می‌توان میان «حجاب» و «عفاف» تفکیک قائل شد؟

درست است عموماً وقتی از «حجاب» سخنی به میان می‌آید. پوشش زنان به خصوص پوشش چادر به ذهن‌ها متبادر می‌شود در صورتی که باید موضوع «حجاب» را در مقوله عام پوشش مورد بحث و بررسی قرار داد. بدیهی است در بحث پوشش اعم از پوشش زنان و پوشش مردان، لباس و پوشش زنان با توجه به ماهیت و ویژگی‌های طبیعی شناختی و روانشناختی خلقت آنها از اهمیت و ظرافت و ملاحظات زیبایی شناختی بیشتری برخوردار بوده و نیازمند توجه و دقت و تأمل بیشتری است.

وقتی «حجاب» را چه به معنای عام و چه به معنای خاص پوشش و لباس در نظر بگیریم با مقوله «عفاف» ارزش‌ها را نمایندگی می‌کنند، «عفاف» برآیند این عقاید و باورها و ارزش‌ها است. «عفاف» باطن «حجاب» تلقی می‌شود. «عفاف» است که موجب رعایت «حجاب» شایسته می‌شود. ماهیت دو مقوله «حجاب» و «عفاف» با هم متفاوت است بنابراین در مدیریت موضوعی چون «حجاب» باید به سیاست‌ها و راهبردها و برنامه‌هایی پرداخت که عیناً نمی‌توان در مقوله «عفاف» آنها را دنبال کرد.

«عفاف» موجب رعایت «حجاب» شایسته می‌شود ولی «حجاب» الزاما نشانگر وجود «عفاف» نیست. این نکته مهمی است که باید بدان توجه داشت. لازم و ملزوم بودن این دو را همواره باید در نظر داشت.

جای خالی «مرکز پژوهشی تخصصی‌» در حوزه حجاب را چیزی پر نمی‌کند

با توجه به اهمیت و ضرورت پرداخت به مقوله «حجاب» و «لباس و پوشش» در جامعه به موجب رسالتی که انقلاب اسلامی بر عهده دارد آیا مراکز ملی و پژوهشی تخصصی برای این موضوع وجود دارد؟ آیا وضعیت کنونی «حجاب و عفاف» مورد ارزیابی قرار گرفته؟ چه روندی داشته و آینده را چگونه می‌توان پیش‌بینی کرد؟

به نکته خوبی توجه فرمودید. درست است که موضوع «حجاب» در جامعه اسلامی و انقلابی ما همواره مورد توجه مسئولان کشور و نیروهای متعهد و دلسوز جامعه بوده و چالش‌های فراوانی هم به موجب وجود جریان‌های فرهنگی، سیاسی مختلف از طیف غرب‌گرا و لیبرال تا طیف انقلابی و اصولگرا وجود داشته است اما متأسفانه همچون بسیاری از مقولات مهم و حساس فرهنگی جامعه‌مان مورد توجه جامعه علمی و نظام علمی، آموزشی کشورمان آن گونه که شایسته و بایسته است قرار نگرفته است. نظام علمی، پژوهشی و آموزشی کشورمان به خصوص در سطح عالی آن هنوز از الگوی تقلیدی، وارداتی و متصلب غربی تقلید می‌‌کند و بر آن اساس شکل گرفته است.

بنابراین انجام پروژه‌های عمیق و دقیق در خصوص مؤلفه‌های فرهنگ اسلامی ایرانی در این نظام، جایگاه درستی پیدا نکرده است تا آنجا که اطلاع دارم، مرکز علمی، پژوهشی در قالب پژوهشگاه یا پژوهشکده‌ای برای تحقیق و مطالعه مستمر در باب «حجاب» و پوشش در کشورمان وجود ندارد. «شورای فرهنگی- اجتماعی زنان» در دبیرخانه شورای عالی انقلاب فرهنگی و «شورای فرهنگ عمومی» و مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی و بعضاً دانشگاه‌ها و حوزه‌های علمیه بررسی‌های کارشناسی و پژوهش‌هایی انجام می‌دهند که در خور تقدیر و استفاده است ولی همه این تلاش‌ها نمی‌تواند جای یک «مرکز پژوهشی تخصصی» حوزه حجاب و پوشش را پر کند.

 گزارش‌های به ظاهر پژوهشی در خصوص «حجاب» خسارت‌های فراوانی به منزلت ملی ما وارد خواهد کرد

تا زمانی که چنین مرکزی وجود نداشته باشد و پژوهش‌های مورد نیاز رده مدیریت راهبردی فرهنگی کشور را با شاخص‌ها و روش‌های اثربخش انجام ندهد و گزارش‌های پژوهشی آن به عنوان سند در اختیار جامعه قرار داده نشود، نمی‌توان به پژوهش‌های مختلفی که ممکن است از نظر اعتبار جای سؤال و تردید در موردشان وجود داشته باشد، اتکا کرد. به خصوص آنکه در تهاجم فرهنگی دشمن باید مراقب بود که از طریق گزارش‌های به ظاهر پژوهشی و علمی با سیاه‌نمایی، می‌توانند ضربات و خسارت‌های فراوان به منزلت و اعتماد و اقتدار ملی وارد کنند.

تاکنون گزارش‌های پژوهشی متعدد و مختلفی چه به عنوان پیمایش ملی دستگاهی و چه به عنوان پژوهش‌های علمی دانشگاهی منتشر شده است ولی در مقایسه آنها نمی‌توان به یک نتیجه‌گیری روشن و مشخص رسید بعضاً وضعیت حجاب در کشور را کاملاً نامناسب می‌دانند و بعضاً آن را کاملاً مناسب می‌دانند و به همین دلیل صاحب‌نظران و مسئولان حوزه فرهنگی کشور هم دچار تفاوت و تعارض در نگاه‌ها و تصمیم‌گیری‌ها و اقدامات می‌شوند. تا زمانی که شاخص‌ها و روش‌ پژوهش مناسب و مورد تأیید رده مدیریت راهبردی فرهنگ کشور یعنی شورای عالی انقلاب فرهنگی وجود نداشته باشد و یک مرکز علمی معتبر و مورد اعتماد، این سنجش و پژوهش را به درستی انجام ندهد چنین وضعیتی ناگزیر و جود خواهد داشت.

انتهای پیام/

    دیدگاهتان را بنویسید

    نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

شبکه های اجتماعی

     
           

آخرین اخبار

خوراک حجاب نیوز

اگر میخواهید مطالب حجاب نیوز را از دست ندهید، مشترک خوراک حجاب نیوز شوید!

feed32